تبليغاتX
Little Journalist




















Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


Little Journalist

آنگاه به پایان رسیدیم

«دستور نهایی» درباره 24 ساعت از وضعیت شرکت بی نامی است که در دوران اسفبار اقتصادی آمریکا در سال 2008 در آستانه ورشکستی قرار می‌گیرد. داستان از صبح یک روز کاری آغاز می‌شود، در این روز قرار است تعدادی از کارکنان تعدیل یا همان اخراج شوند. اریک کارمند رده بالا هم با سابقه طولانی در همین گروه است، اریک که چندی است بر روی یک پروژه خاص کار می‌کند به نتایج عجیبی رسیده اما اخراج از شرکت اجازه انتقال این نتایج را نمی‌دهد، در آستانه خروج اریک فلشی به پیتر، کارمند جوان و تازه کار، می‌دهد. پیتر با نگاه به فایل‌ها متوجه می‌شود مدتی است میزان ارزش مسکن و زمینی که شرکت به عنوان ضمانت وام دریافت کرده است از ارزش خود وام کمتر شده است و ضرری که شرکت با ان روبرو است از ارزش کل شرکت بیشتر است...

همین مطلب در روزنامه خراسان


ادامه مطلب
نوشته شده در 91/02/23ساعت 2:27 توسط عماد پورشهریاری| |

گزارش یک کتاب ربایی

سال پیش دوستی از مشهد تماس گرفت که فلانی لیسانس ترجمه گرفتی که چی؟ چرا بیکار نشستی؟ گفتم چند تا کتاب دست گرفتم ولی فرصت نشده هنوز. گفت من پیشنهاد بدم ترجمه می‌کنی؟ پول بدی هم نداره! گفت یک ناشر می‌شناسم دنبال مترجم میگرده که قلعه حیوانات یا 1984 را چاپ کنه. گفتم من غلط بکنم! می دونی این کتاب‌ها رو کی ترجمه کرده؟ گفت همین خوبه دیگه، چند تا ترجمه رو با هم قاطی می‌کنی، هیچ کس هم نمی فهمه، اصلاً از روی یک نسخه، جمله بندی‌ها رو عوض کنی، تمومه!  ...

همین مطلب در روزنامه اعتماد


ادامه مطلب
نوشته شده در 91/02/13ساعت 23:59 توسط عماد پورشهریاری| |

اسکورسیزی، سینمای صامت، سه بُعدی و باقی قضایا

آرتیست فیلمی مثل هوگو و حتی آواتار جیمز کامرون را ستایش می‌کند. جرج در آرتیست در برابر تکنولوژی مقاومت می‌کند و تا مرز نابودی پیش می‌رود، ملی‌یس داستان هوگو هم با کمی تفاوت از عرصه سینما فاصله گرفته و به مغازه کوچکی در ایستگاه قطار محدود شده است. آرتیست تمام فناوری و پیشرفت‌های فنی سینما را ستایش می‌کند، درست همان کاری که اسکورسیزی می‌کند. با این حال هر دو با احترام به گذشته نگاه می‌کنند، جرج داستان آرتیست به سینما باز می­گردد و پایان خوشی پیدا می‌کند، ملی‌یس هوگو هم دوباره به جمع سینمایی‌ها باز می‌گردد و به خاطر هنرمندی‌های گذشته‌اش مورد تقدیر قرار می‌گیرد...

همین یادداشت در روزنامه خراسان


ادامه مطلب
نوشته شده در 91/02/04ساعت 2:21 توسط عماد پورشهریاری| |

روی خط ادبیات

جان دیک در کتاب «نوشتن در مجله» درباره خطوط جداکننده گزارش و داستان نوشته است: «اگرچه هنر قصه نویسی با مهارت گزارش نویسی از دیدگاه های مختلف مانند هدف‌ها، نوع مخاطب، فوریت و کارکرد تفاوت ماهیتی دارند، گزارش نزدیک‌ترین نوع نگارش نسبت به قصه و داستان است... در مورد گزارش نویسی همه هنرها، شیوه‌ها و قاعده های داستان نویسی کاربرد دارند. »...

همین مطلب در روزنامه اعتماد


ادامه مطلب
نوشته شده در 91/01/28ساعت 1:39 توسط عماد پورشهریاری| |

زندگی، جنگ و آخرالزمان

مارتا کوئست قهرمان واحد تمام این داستان‌ها نامی است نمادین، مارتا برگرفته از تعبیر کتاب مقدسی آن به معنای خدمت و کوئست Quest به نوعی نشان دهنده شخصیت پرسشگر و ایده آل گرای مارتا است. لسینگ شخصیتی خلق می‌کند و او را در جهت تلاش برای تحقق رویاهایش هدایت می‌کند و از او شخصیتی می‌سازد که در برابر رخدادهای اجتماعی و سیاسی بی تفاوت نیست و  در صدر این موارد، مارتایی به وجود می‌آورد که نه تنها باید با دنیای بیرون هماهنگ شود بلکه باید در برابر خودش هم مبارزه کند...

همین مطلب در روزنامه اعتماد


ادامه مطلب
نوشته شده در 91/01/28ساعت 1:32 توسط عماد پورشهریاری| |

سیاه زیباست!

مطرح شدن کتاب یا فیلم‌هایی چون «خدمتکار» را نباید تنها به دغدغه نژادپرستی محدود کرد، قصه ای که در این بستر ایجاد می‌شود پرداخت خوبی دارد، جزئیات چشم نواز و روابط شخصیت‌ها معقول و واقعی است. این قصه چنان حرفه ای است که شاید بتوان ادعا کرد خانم استاکت نویسنده کتاب از می سی سی پی دهه 1960 فقط به عنوان یک بستر برای روایت داستانی دلنشین خود استفاده کرده است...

همین مطلب در رورنامه خراسان


ادامه مطلب
نوشته شده در 91/01/28ساعت 1:8 توسط عماد پورشهریاری| |

قبل از اینکه رییس بفهمد اخراج شده‌اید!

یکنواخت شدن محیط کار و لذت نبردن از کاری که می‌کنیم برای همه پشت میز نشینان حکایت آشنایی است، به این شرایط خطر اخراج شدن، حذف مزایای شغلی، مرگ فرزند، طلاق همسر، وام‌های کوتاه مدت و کارمزد زیاد را هم اضافه کنید. این‌ها داستان هر شخصیتی است که در آنگاه به پایان می‌رسیم با ان‌ها روبرو خواهید شد. حتی خانم رییس که خود همه را اخراج می‌کند و در جایگاه قدرت قرار دارد با اینکه به میان سالگی نزدیک می‌شود تنها است...


همین مطلب در روزنامه اعتماد

ادامه مطلب
نوشته شده در 91/01/23ساعت 1:18 توسط عماد پورشهریاری| |

کارمندان در آستانه فروپاشی عصبی

 

جاشوآ فریس از جوان­ترین و مطرح‌ترین نویسندگان حال حاضر امریکا است، جاشوآ در سال 1974 متولد شده است، بین گرفتن لیسانس زبان انگلیسی و فلسفه و ادامه تحصیل در رشته هنر مدتی در یک شرکت تبلیغاتی کار می‌کرد. اولین داستانش در 1999 در آیوا ریویو منتشر شد اما با انتشار کتاب «آنگاه به پایان رسیدیم» درباره زندگی کارمندان یک شرکت تبلیغاتی به شهرت رسید، کتاب نقدهای مثبتی زیادی گرفت و در سال 2007 جایزه همینگوی را از آن خود کرد و در مرحله نهایی جایزه کتاب سال هم قرار گرفت. «بی نام» عنوان دومین کتاب جاشوآ فریس است. همچنین از وی چندین داستان کوتاه و مقاله در معتبرترین نشریات جهان از جمله نیویورکر و گاردین منتشر شده است. فریس گرچه صد سال تنهایی، گتسبی بزرگ، سلاخ خانه شماره پنج، خانم دالاوی و سه‌گانه نیویورک پل آستر را بسیار دوست دارد ولی کتابش شبیه هیچ کدام از این شاهکارها نیست، و ایده و فرمش کاملاً نوین است...

همین مطلب در روزنامه اعتماد


ادامه مطلب
نوشته شده در 91/01/23ساعت 0:50 توسط عماد پورشهریاری| |

داستان یک شهر؛ اسپانیای نو

«آب سوخته» با داستان روز مادر آغاز مي‌شود، داستان ژنرال (پدربزرگ) سابقا باقدرتي كه املاك و زمين‌هاي كشاورزي زيادي دارد، پسر به زعم او دست و پا چلفتي‌اش به جاي گوجه‌فرنگي خشخاش در اين زمين‌ها پرورش مي‌دهد و نوه‌يي كه در جست‌وجوي هويتي خانوادگي است. روز مادر در كنار نبود جذاب و آشكار زن و گفت‌وگوهاي زيباي كاتدرالي به روح مذهب در مكزيكو اشاره مي‌دهد؛ خانواده ژنرال گرچه از آيين‌هاي ديني و به‌طور مثال غسل تعميد دوري مي‌كنند ولي باز پدر بزرگ معتقد است مكزيكي‌ها توسط مريم مقدس به يكديگر پيوند مي‌خورند. انگار مسيحيت جزئي از هويت آنها شده و راهي براي فرار از آن نيست...

همین مطلب در روزنامه اعتماد


ادامه مطلب
نوشته شده در 91/01/20ساعت 23:39 توسط عماد پورشهریاری| |

دموکراسی خسته شده است

ايوان كليما تاكنون بيش از ۴۰ رمان، داستان كوتاه و مقاله نوشته است.كليما متولد ۱۹۳۱ در پراگ است، و براي آثارش بسيار مورد تقدير قرار گرفته است. اين نويسنده نه‌تنها ستاره ادبيات چك است بلكه كتاب‌هايش به بيش از ۳۲ زبان ترجمه شده و در سطح جهاني مورد توجه قرار گرفته است، اين سطح موفقيت براي هيچ نويسنده اهل جمهوري چك ديگري تكرار نشده است. كليما در ۱۰ سالگي به همراه خانواده به اردوگاه اسراي يهودي نزديك پراگ تبعيد شدند و تا پايان جنگ جهاني دوم در همين اردوگاه ماندند. وي پس از پايان تحصيلات در دانشگاه چارلز به عنوان ويراستار در يك نشريه ادبي مشغول به كار شد. وقتي در سال ۱۹۶۸ پيمان ورشو به چكسلواكي حمله كرد، كليما در لندن حضور داشت. پس از آن به پراگ بازگشت اما سال بعد براي يك دوره كوتاه شش ماهه و تدريس در دانشگاه ميشيگان به امريكا رفت. پس از بازگشت به وطن از انتشار هرگونه كتاب منع شد؛ منعي كه تا سال ۱۹۸۹ باقي ماند. در اين مدت كليما به مشهورترين چهره نويسندگان زيرزميني بدل شد. همچنين ارتباطات نزديكي بين او و واتسلاو هاول و لودويك واتسوليك ايجاد شد. آشنايي ايوان كليما و دنياي غرب بيشتر از طريق فيليپ راث صورت گرفت كه در بازديد از پراگ پس از انقلاب با نويسنده اهل چك آشنا شد...

همین مطلب در روزنامه اعتماد

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 91/01/20ساعت 22:50 توسط عماد پورشهریاری| |


Design By : Night Skin